میسان

وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّوم وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً

میسان

وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّوم وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً

۲ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۶ ثبت شده است

هیچی

۳۰
ارديبهشت

اول:
روحانی بُرد.
یک بازی کثیف را. بازی ای که از تخریب شروع شد و با تخلف تمام. از گفتن آیت الله قتل عام به رئیسی تا بازی تعرفه ها و رأی های بدون مُهر.
هیچی نداشت. واقعا هیچ. دستان خالی چهار ساله مجبورش کرد که اپوزسیون بشود. هع!!! رئیس جمهور مستقر ما تیشه به ریشه نظام می زد!
با این حال از خدا درخواست می کنم سرنوشت یلتسین روسی نصیب استاد حسن روحانی نشود. با اینکه می دانم چنین می شود!!!
در این چند وقت دوباره مجازی بازی کردم!در فضای مجازی داد می زدم که آقایون و خانم ها:
دولت مجبور است برا رونق و گشایش نرخ بهره را بکشد پایین تا بانکها هم مثل موسسات مالی و اعتباری ورشکست نشوند!!! هر سناریویی برای هزار و دویست هزار میلیارد نقدینگی و هزار هزار میلیارد داریی منجمد بانکی منجر به انفجار تورمی می شود. اضافه کن این ارقام را به بلعیده شدن بودجه توسط هزینه های جاری و رتبه چهارمی واردات و نرخ روبه رشد بیکاری و کاهش محسوس جی دی پی و سرمایه گزاری خارجی و آمار مصارف اصلی. و ایضا رکود چهار ساله و رکورد در شاخصه های فساد اقتصادی و صدتا کوفت دیگر! اینها یعنی بحران. یعنی بدبختی. یعنی هیچ...
و مردم به جای جواب می گفتند راست می گی ولی رئیسی می خواهد اعدام کند!!!!!!(یاد حرف انیشتین درباره سیاهچاله ها و حماقت ها افتادم!)
همه می گویند برنده این انتخابات مردم هستند،
من می گویم بازنده ی این انتخابات هم مردم هستند.


دوم:
این عکس خیلی با شکوه بود برای من در این مدت. واقعا باید شکر کرد اتحاد را. با این عکس خیلی حال کردم. حس زنده بودن روحیه انقلابیگری را داشت.حس غرور ملی...و باید شکر کرد که نابودی اقتصاد را اگر احمدی نژاد و روحانی کاشتند، میوه اش به اسم رئیسی تمام نخواهد شد...


                               

اشعر مغمور

۰۴
ارديبهشت

یکم. شیخ ذبیح الله صاحبکار.متخلص به سهی. از اون درجه یکها ست. درجه یک گمنام. شاعر چیره دست. در غزل غوغا. خراسانی مسکنا و مدفنا و هندی شعرا!! واقعا بی نظیر. با اینکه در زندگی سختی های زیادی کشیده ولی اشعارش عالی است. سروده هایش دو بار در هجوم حادثه مفقود شدن. با این حال در چند سال اخیر چند دفترش طبع شدن. مهم ترینشان "افسانه ناتمام". از دوستان آقا هم بوده اند. آقا از ایشان خیلی تعریف می کرده اند انگار. رحمه الله علیه.

دوم. شعر زیر چند بیت از قصیده ی مبعثیه ی صاحبکار است:

برگشت از سوی حرا آن رشک خورشید و قمر
با چهره ای افروخته از باغ گل شاداب تر
منشور آزادی به کف حرف رهایی بر زبان
دل چشمه لطف و کرم لب مخزن در و گهر
سیمرغ باغ لا مکان طاووس کیهان آشیان
مسند نشین ملک جان فرمانروای بحر و بر
...آمد کخ ظلم و فتنه را بردارد از روی زمین
آمد که بند بردگی بگشتید از پای بشر
آمد که از قید ستم مظلوم را سازد رها
آمد که افروزد شرر بر جان هر بیدادگر
...چندان که دید از دشمنان آسیب تن آزار جان
هرگز نیامد بر لبش چون نوح حرف لا تذر
چون فتح شد ام القرا بخشید دشمن را امان
طبع کریمش را ببین خلق عظیمش را نگر
چشم من و احسان او دست من و دامان او
روزی که بردارم "سهی" زآغوش سرد خاک سر