میسان

وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّوم وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً

میسان

وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّوم وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً

Один. درباره ی رمیله و حدیثِ او...

شنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۷، ۱۱:۲۳ ب.ظ

حدیث مشهوری است از حضرت امیر علیه السلام که ناقل آن کسی به نام رمیله است. حدیث این است که رمیله تب شدیدی داشته لکن روز جمعه چون کمی احساس بهبودی می کرده وضو می گیرد تا از فیض نماز به امامت حضرت امیر علیه السلام بهره ببرد. بعد از نماز حضرت علی علیه السلام رو به رمیله می کنند و از حال او می پرسند. رمیله احوالش را تعریف می کند. امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند:

...یَا رُمَیْلَةُ لَیْسَ مِنْ مُؤْمِنٍ یَمْرَضُ إِلَّا مَرِضْنَا بِمَرَضِهِ وَ لَا یَحْزُنُ إِلَّا حَزِنَّا بِحُزْنِهِ وَ لَا یَدْعُو إِلَّا أَمَّنَّا لِدُعَائِهِ وَ لَا یَسْکُتُ إِلَّا دَعَوْنَا لَه‏...(بصائر للصفار و رجال الکشی و الهدایه للخصیبی)

یعنی ای رمیله هیچ مومنی نیست که مریض شود مگر آنکه به خاطر مریضی اش ما هم مریض می شویم و یا آنکه محزون شود مگر آنکه به خاطر ناراحتی اش ما نیز محزون می گردیم و اگر دعایی کند ما استجابت آن دعا را می خواهیم و اگر سکوت کند برای او دعا می کنیم.

رمیله به جز این حدیث، سه یا چهار حدیث دیگر در کتاب الخرائج راوندی و کتاب اختصاص (مولف آن نامشخص است) دارد و عجیب آنکه با اینکه در متن این احادیث تاکید شده که او از خواص شیعیان امیرالمومنین علیه السلام است ولی ذکری در کتب رجال و تراجم چه شیعه و چه سنی (به جز رجال شیخ که او نیز فقط به ذکر نامش اکتفا نموده و در برخی نسخ نام او زمیله ذکر شده) برای رمیله نیامده. البته به نظرم می رسد از آنجا که رمیله نامی زنانه است و همچنین با توجه به حدیثی که در کشف الغمه نقل شده درست آن باشد که این شخص ابو رمیله باشد. این حدس هم می تواند صحیح باشد زیرا ابو رمیله کنیه ی معقل بن قیس ریاحی است (انساب الاشراف للبلاذری) و معقل رحمه الله علیه از خواص حضرت امیر علیه السلام و معروف است، و هم می تواند نادرست باشد چون در الهدایه للخصیبی راویِ از رمیله، قاسم بن محمد بن ابی بکر است و در الخرائج راوی از او ابو حمزه ثمالی رحمه الله علیه است که سن این دو با زمان فوت معقل بن قیس جور نمی شود. البته به الهدایه نمی توان اعتماد کرد کما هو محقق و شاید به الخرائج نیز.

نکته مهم اما حول حدیث است. این حدیث با آنکه سند معتبری ندارد اما حدیثی دیگر وجود دارد که این حدیث را تقویت می کند. حدیث را صدوق در صفات الشیعه (حدیث پنجم) نقل کرده. سند حدیث معتبر است. حدیث آن است که ابن ابی نجران از امام رضا علیه السلام نقل می کند که حضرت فرمودند:

...مَا مِنْ أَحَدٍ مِنْ شِیعَتِنَا یَمْرَضُ إِلَّا مَرِضْنَا لِمَرَضِهِ وَ لَا اغْتَمَّ إِلَّا اغْتَمَمْنَا لِغَمِّهِ وَ لَا یَفْرَحُ إِلَّا فَرِحْنَا لِفَرَحِه‏...

حدیث عجیبی است. امام از ناراحتی و مریضی ما ناراحت می شود و بیمار. اما ما چه؟  اصلا امام و ولی و حجت در زندگی ما جایگاهی ندارند انگار. یعنی در زندگی ما وجود امام زمان و یا عدم وجود او تغییری ندارد. اصلا ایشان را در زندگی مان نمی بینیم گویا. نه فقط امام غایب را که همین قرآن هم که در دسترس ماست بود و نبودش گویا تفاوتی برای ما ندارد. و قرآن و عترت از یکدیگر جدا نمی شوند کسی که یکی را ندارد حتما دومی را هم ندارد (لن یفترقا). دوستانش بی وفا و دشمنانش پر فریب...والله ما کان ذلک جزاء احسانه علینا...

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی